محمد باقر النجفي
92
مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى )
و قبايل عرب و ذوق و شوق آنها به تصرّف و غارت ، به مُهر اسلام ممهور شود . اين ، تاريخ حيات مسلمانى است و نه هرگز سيرهء محمّد صلى الله عليه و آله ؛ سيره و تاريخى است كه از شرايط پرآشوب تاريخ اقوام و ملل مسلمان ، نشأت گرفته است ! به اسناد تاريخى باز مىگرديم : پيامبر صلى الله عليه و آله و مسلمانان چون از مدينه خارج شدند ، نمىدانستند كه قريش با لشكرى گران به نابودى آنها و تصرّف ديارشان همّت گمارده و براى تار و مار كردن آنها مكّه را پشت سر گذاشته است . سند شمارهء 4 : « گويند : پيامبر همچنان به راه ادامه مىداد و چون به نزديكى بدر رسيد ، از آمدن قريش آگاه شد و ياران را از آمدن قريش آگاه كرد . با مردم مشورت فرمود و آراى ايشان را پرسيد . » « و مضى رسول اللَّه - صلّىاللَّه عليه [ وآله ] وسلّم - حتى إذا كان دُوَينَ بدر ، أتاه الخبر بمسير قُرَيش ، فأخبر ، رسول اللَّه - صلّىاللَّه عليه [ وآله ] وسلّم - بمسيرهم و استشار الناس » . « 1 » موسى بن عقبه در « مغازى » به نقل از بيهقى در « دلائلالنّبوّه » مىنويسد : « پيامبر به راه افتاد و خبرى از كاروان و قريش نداشت . . . پيامبر به ياران خود فرمود در اين كار و در بارهء مسيرى كه بايد طى كنيم ، آراء خود را بگوييد . » « 2 » بيهقى در همان مأخذ ، ص 266 مىنويسد : « پيامبر همچنان به راه خود ادامه مىداد ؛ تا اينكه در وادى ذفار فرود آمد و خبر حركت قريش براى دفاع از كاروان ، به اطّلاع آن حضرت رسيد . پيامبر از
--> ( 1 ) . مغازى ، ج 1 ، ص 36 ، متن عربى ، ج 1 ، ص 48 ( 2 ) . دلائلالنّبوّه ، ج 1 ، صص 266 و 271